هفتمين نشست از سلسله نشست هاي درباره ي علم با عنوان « نقد تاریخی ورود علم مدرن به ایران» با حضور حجت الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا، پژوهشگر علوم اجتماعی، در سالن همايش هاي كانون انديشه جوان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نقل از کانون اندیشه جوان، حجت الاسلام و المسلمین حمیدپارسانیا نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه در این نشست علمی گفت: علم نزد ما مقدس است اما در جهان مدرن چیزی مقدس نیست که علمش مقدس باشد و علم با همین قداست به اینجا می رسد و کم کم با آن مأنوس می شویم که به تدریج هستی شناسی و انسان شناسی خودش را به ما منتقل می کند و نگاه قدسی ما به عالم و آدم حذف می شود و این چالشی است که در عرصه فرهنگ به وجود می آید.
وی تصریح کرد: ما در نظام فرهنگی خودمان با دو معنا از علم مواجه هستیم،کار فیلسوفان این است که در یک خلوتی و یک تأمل فیلسوفانه در این مسئله بیندیشند و داوری کنند که کدام یک از این تعاریف حق است اما کار آنها این نیست که بگویند کدام یک از این تعاریف چه پیامدهای اجتماعی و چه تناسبی با حوزه ي فرهنگی و تاریخی دارد.
حجت الاسلام پارسانیا بیان داشت: کار کسی که تاریخ علم یا جامعه شناسی علم می نویسد و معرفت و فرهنگ دارد، این است که پیامدهای حضور این معانی با صرف نظر از درست یا غلط بودن، وقتی که مقبول افتادند را بررسی کند.
این نویسنده با اشاره به اینکه معرفت علمی، معرفت روش مندی است که قواعد خاصی دارد و با شیوه خاصی تأمین می شود، گفت: مشاهده، فرضیه، آزمون، اثبات، ابطال، تأیید و یا علم شهود و سلوک است و این بحث ها را می شود درباره حقیقت علم نیز بیان کرد.
وی بیان کرد: علم این طور حقیقتی است، همه جا هست یا نیست البته در جهان غرب یک سری از موضوعات و نیز یک سری از علوم گسترش پیدا کرد اما مراد از علوم جدید می تواند، علومی باشد که به موضوعات خاصی می پردازد، ولی ظاهراً این سؤال ناظر به این دیدگاه نیست و این دیدگاه هم تنها نیست.
وی بیان داشت: علم تنها یک تعریف ندارد بلکه چندين تعریف دارد و از بین چندين تعریف هم آن چنان نیست که یکی از آن ها درست و بقیه غلط باشد، هر تعداد تعریف درست است البته به معنای نسبی، یعنی اینکه ما اصلاً غلط نداریم و به نوعی به نسبیت حقیقت قائل می شویم.
این استاد دانشگاه گفت: علم مفاهیم و معانی ساخته ها و انگاره های ذهن بشری در طول تاریخ است که هر بشری در طول زندگی خودش تصویر خاصی را بیان کرده و چیزی هم فراسوی این نیست.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه معنای دیگری از علم که با آن مأنوس هستیم، معنایی است که ما به لحاظ تاریخی با آن مواجه بودیم و در حوزه فرهنگ دینی خودمان با آن مأنوس هستیم، گفت: افتخار می کنیم که قرآن، کتاب علم است و از مفاهیم کلیدی که در قرآن آمده و بسیار تکرار شده و به "المعجم" که رجوع کنیم، مدام باید ورق بزنیم و راجع به مشتقات علم بخوانیم و این امر نشان می دهد دین و قرآن به کلمه علم توجه دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: آیا کلمه علم در قرآن به همان معنایی به کار می رود که اصطلاح "ساینس" به کار برده می شود و آیا قرآن که کتاب علم و نور است و پیام آور اسلام، که آمده است، "یعلمکم مالم تکون تعلمون، علم کما لم تکن تعلم"، که می فرماید خدا، هم به او آموزاند چیزی را که نه آن بودی، که از نزد خود بتوانی فرا بگیری.
وی بیان کرد: این علمی که قرآن بیان می کند، پیامبر آمده است بیاموزد و "یذکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه"، همان معنای دانش آزمون پذیر است و این است که ما از خود می توانیم فرا بگیریم.
این محقق اجتماعی بیان داشت: معرفت علمی برای آمدن در عرصه فرهنگ و تاریخ، منطق، روش و شیوه خاص خودش را دارد و شخصی که نگاه اجتماعی و فرهنگی به علم دارد و تحولات تاریخی علم را بررسی می کند، این عوامل تاریخی را جستجو و دنبال می کند.
حجت الاسلام پارسانیا تصریح کرد: این علم چه پیامدها و آثاری بر عرصه فرهنگی دارد، چه مقاومت هایی را در حوزه فرهنگ ایجاد می کند، چه تشویقهایی و چه عواملی او را دنبال میکنند، امکانات می دهند و او را طلب می کنند، این منطق به این گونه است که چرا علم به وجود آمد و توسعه پیدا کرد، چرا منتقل شد و چرا شکل گرفت، این مسأله غیر از این است که این منطق حق یا باطل است.
وی اظهار کرد: عوامل وجودی، یعنی وجود اجتماعی و وجود فرهنگی که آمدنش به این ساحت و جهان و عوامل تولد علم در عرصه زندگی اجتماعی بشر از یکسري عوامل و دلایلی است که بحث پیرامون این مسئله مربوط به این جهان می شود.
این نویسنده گفت: در هر علم، اصل موضوعی دوم ما این است که با یک حوزه فرهنگی، شرایط تاریخی و زیستی خاص روبرو مي شويم و از یک سري عوامل تاریخی بهره می بريم، برای موجود شدنش، باید آنها را شناسایی کرد.
وی ادامه داد: این اصل موضوعی را داریم که علم وقتی که وارد تاریخ می شود یک علل تاریخی و تأثیراتی دارد و وقتی وارد جامعه می شود یک علل اجتماعی دارد که این اصل دوم، زمینه بحث سوم ما را و عنوان نگاه سوم و موضوع بحث ما را فراهم می کند.
وی اظهار داشت: علم مدرن مبانی معرفتی متناسب با فضای فرهنگی مدرن داشت و متناسب با آن حوزه به وجود آمده بود و ورود علم مدرن به جامعه ایران، در اثر یک گفت و گوی متوازن فرهنگی و انتخاب سالم دو فرهنگ در قبال همدیگر شکل نگرفت بلکه ورود این علم در حاشیه عوامل وجودی غیر معرفتی بود.
این نویسنده افزود: مسئله ي تاریخ انتقادی ورود علوم جدید به ایران را درفصل حکایت های ناگفتنی و نگاه اجمالی به تاریخ ورود علم جدید به ایران و نیز فصل آخر کتاب علم و فلسفه و همچنین در بخش آخر، تحت عنوان علم سکولار و علم دینی بیان کرده ام.
حجت الاسلام پارسانيا با اشاره به اینکه علم مدرن هم اینگونه است و یک معنای خاص از معانی علم است با شرایط وجودی خاص، در یک مقطع تاریخی خاص با یک علل تاریخی متناسبی با خودش که موجود بوده اند و آن را ایجاد کرده اند، گفت:دلیل اینکه آنها علل بودند، این است که خود این علم موجود شده است بدون حضور عللش که نمی توانست انجام شود و این علم هم با عرصه فرهنگ و تاریخ خودش تعاملی داشته و دارد و کسانی که در این تاریخ هستند، آن را به نقد و بررسی می گذارند و ارزیابی می کنند، محسنات او را می گویند، به آثار خوبی که داشته می نگرند و تعریف و تمجید می کنند.
وی گفت: درباره اشاعه علم از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر و پیامدهای آن، تحلیل های مختلفی می تواند وجود داشته باشد و براساس نحوه نگاهی که به علم داریم، اگر برای علم یک هویت نسبی و شناسنامه تاریخی قائل باشیم، نقل و انتقال علم از یک فضای فرهنگی به فضای فرهنگی دیگر مانند نقل و انتقال یک عضو از یک موجود زنده به یک موجود زنده دیگر است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: هنگامی که یک نظریه می خواهد درون یک فرهنگ بیاید، باید مبانی معرفتی او درون فرهنگ موجود شده باشد و خود آن مبانی معرفتی در انگیزه های اجتماعی در درون فرهنگ اثر می گذارد و انگیزه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و ایدئولوژیک متناسب با خودش را به وجود می آورد زیرا بین بُعد انگیزه و اندیشه زیاد فاصله نیست و بین خودشان تعامل دارند.
وی با اشاره به اینکه هر فرهنگی حوزه های رفتاری اش با حوزه های فکری اش تناسب دارد تصریح کرد: آن زمینه های معرفتی و آن انگیزه ها مسائلی را به وجود می آورد و این مسائل تأملاتی را، و از دل این تأملات یک نظریه شکل می گیرد و نشان می دهد نظریه یک ربط منطقی با مبانی اش دارد.
این نویسنده اذعان داشت: عالِم آن نظریه به آن روابط می اندیشد، اما یک روابط اجتماعی هم با حوزه های مختلف زندگی و زیست خودش دارد که آنها حمایت می کنند و اجازه می دهند این بخش از روابط منطقی بروز و ظهور پیدا کند و گسترش یابد و ما در تاریخ گذشته خودمان با یک چنين فرآیندی مواجه بودیم و دنیای غرب هم چنین فرآیندی را داشته است.
وی افزود: جهان مدرن تحولی عظیم در عرصه هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی، بنیادهای معرفتی را به وجود می آورد.
حجت الاسلام پارسانيا گفت: وقتی که علم وارد می شود، اولاً در دوران معاصر فرآیند تولید بومی علم، دچار اختلال شده به سبب این مواجهه تاریخی و فرهنگی که به وجود آمده است و نحوه ورود نحوه ای نیست که فرهنگ و علوم بومی با حفظ هویت خودش نگاه کنند یعنی برای پزشکان ما مسئله شده باشد که پزشکی جدید چیست و بعد برگردند حرف های آن ها را ببینند و بازخوانی و تئوریزه کنند.
وی عنوان کرد: آنجا عقل غربی به تناسب نیازی که از حضور خودش در اینجا دارد، علوم را بسط می دهد یا بساط دانش بومی و سیستم تعلیم و تعلم پیشین را در هم می ریزد اما در ایران نیازهای مستقیم جهان غرب یا تدبیر آنجا نیست، اینجاست و احساس مقایسه ای که با آنجا می کند، بی توجهی که به تفاوت تاریخی، فرهنگی و تمدنی وجود دارد یا اصلاً بهت زدگی نسبت به فرهنگ رقیب و شیفتگی نسبت به آن طرف به سرعت سعی میکنند همه مسائل را از آن طرف بگیرند و ابتدا ظواهر جهان غرب را می بینند.
این استاد دانشگاه افزود: از یک طرف به سرعت حوزه های معرفتی فنی و کاربردی که نوعی هم افقی و احیاناً هم عرضی با علوم رقیبشان داشتند در جامعه ایران برچیده می شود، یعنی یک نسل بعضاً طول نمی کشد که یک دانش از اینجا می رود و یک دانش از آن طرف می آید و یک دانش با وارثان او در طی یک نسل طومارشان برچیده می شود و دانش جدید با افرادی که آنجا رفتند، بساطشان پهن می شود و گسل بین حوزه های معرفتی اینجا شکل می گیرد و رشته های جدید می آیند.