در مراسم اختتاميه همايش ملي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت که روز دوم خرداد ماه و به همت بيش از پانزده دستگاه فرهنگي از جمله پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری اسلامی ایران، معاونت پژوهشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، مرکز مطالعات راهبردی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، دانشگاه امام صادق(ع)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در سالن همايش هاي صدا و سيما برگزار شد، دو مقاله ارائه شده توسط اعضاي هيات علمي پژوهشگاه حائز رتبه هاي برتر شدند.
به گزارش روابط عمومي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، مقاله دكتر سياوش نادري فارساني با رويکرد «نقد روش شناختي الگوهاي توسعه» توانست رتبه نخست را از آن خود کرد و مقاله حجت الاسلام والمسلمين دکتر عباس موسويان با عنوان «طراحي مدل عملياتي بانکداري اسلامي ؛ سازگار با الگوي اسلامي - ايراني پيشرفت " به رتبه چهارم دست یافت.
به مناسبت این موفقیت گفت و گویی با دکتر نادری فارسانی مدیر کل اداره ترجمه و نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی انجام دادیم.
ضمن تبريك به جنابعالي، لطفاً كمي در مورد اين مقاله توضيح دهيد.
اساساً با توجه به اين واقعيت كه ما در چارچوب جهان بيني اسلامي، نسبت به الگوهاي توسعه و پيشرفت غرب نقد داريم، تدوين الگوي جديدي از پيشرفت ضروري است. با اين حال اگر در نقد الگوهاي پيشرفت غرب عميق و با بصيرت عمل نكنيم احتمال لغزش، انحراف و التقاط در مسير طراحي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت به وجود خواهد آمد. در همين راستا نقد روش شناختي مهمترين و جامعترين نقد ممكن در مسير بررسي تجارب و الگوي غرب است، چرا كه اولاً ديدگاه و پنجره ورود به جهان و تعريف واقعيت را مشخص ميكند، ثانياً در بدو شروع، وجوه تمايز انسان شناختي، ارزش شناختي و معرفت شناختي جهانبيني اسلامي با جهانبيني غرب را نشان ميدهد و ثالثاً ارتباط منطقي بين جهانبيني، ايدئولوژي، نظريه و الگو و عمل را تبيين مينمايد.
چه مدت برروي اين مقاله كار كرده ايد؟
حوزه تخصصي و مطالعاتي اينجانب در دو دهه گذشته قلمروي فلسفه فرهنگ بوده است. از آنجا كه الگوهاي توسعه و پيشرفت داراي يك عقبه فرهنگ شناختي و فلسفي به عنوان لايه زيرين است، بطور خودكار درقلمروي فلسفه فرهنگ قابل بررسي و نقد ميباشد. علاوه بر اين اينجانب سه مقاله در همين حوزه با محوريت نقد الگوهاي پيشرفت غرب در قلمروهاي مختلف در سه همايش بين المللي مهم (دانشگاه آكسفورد 2007 ، پامپلوناي اسپانيا 2007 و آسي سي ايتاليا 2008) كه با حضور فلاسفه و دانشمندان بيش از 80 كشور جهان تشكيل شده بود، ارايه نمودم و جالب اين است كه در پرتو عنايات حق تعالي در هر سه همايش از مقالات اينجانب به عنوان مقالات برتر تقدير شد و در كتاب همايش منعكس گرديد. اين موضوع نشان مي دهد كه نقد روش شناختي الگوهاي توسعه، خاص ايران و جهان اسلام نيست بلكه همه متفكران مصلح جهان از خشونت و بي عدالتي موجود در نظام هاي اومانيستي و ليبرال و ماتريال و سوسيال رنج مي برند و مشتاق هستند حفاظت و امنيت را از پنجره اي ديگر تعريف كنند.
سطح علمي اين همايش را چگونه ديديد؟
اين همايش با مشاركت مهمترين مراكز علمي و تحقيقاتي كشور و نيز با مشاركت مديران برجسته نظام در عرصههاي علمي، مديريتي و اجرائي برگزار شد و از اين نظر بيسابقه بود. تقريباً بخش عمدهاي از پژوهشگران و متخصصان حوزة طراحي الگو و نظامسازي در اين همايش شركت داشتند.
سطح همكاري پژوهشگاه را با اين همايش چگونه ارزيابي مي كنيد؟
شما از جوايز و برگزيدگان همايش ميتوانيد حدس بزنيد سطح مشاركت پژوهشگاه در همايش چگونه بوده است. كسب دو مقام اول و چهارم و ارائه چندين مقاله، سطح بالايي از مشاركت را براي پژوهشگاه رقم زد. علاوه بر اين برخي از اساتيد پژوهشگاه در طراحي همايش و جلسات قبل از برگزاري نيز مشاركت داشتند.
آيا فكر مي كنيد راهكارهاي ارائه شده در اين همايش فقط جنبه نظري داشت يا داراي جنبه هاي كاربردي نيز بود؟
در اين همايش از يك سو مباني طراحي الگوي پيشرفت مورد بحث و بررسي قرار گرفت و از ديگرسو تجارب عملي جهان در قالب الگوهاي توسعه در عرصههاي برنامهريزي و عملياتي مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت.
آيا معتقديد دستگاههاي اجرايي كشور توان و ظرفيت اجرايي كردن راهكارهاي ارائه شده در اين همايش را دارند؟
بله، اما بايد دو موضوع به شكل جدي مدنظر باشد. نخست آنكه ما در حال تدوين الگوي توسعه و پيشرفت هستيم و اين مهم نيازمند توليد علم ودانش مبتني بر پارادايم اسلامي ايراني است و اينگونه نيست كه در زمان كوتاه به اين نتيجه نائل گرديم، بلكه بايد بدانيم كه غرب، تجربه و عقبه پانصدساله در طراحي الگوي پيشرفت دارد و ما اين موضوع را تازه شروع كردهايم، اما با توجه به ظرفيت بالاي فرهنگ و انديشه اسلامي و استعداد درخشان جوانان اين مرز و بوم اميدواريم در اين دهه به الگوي اسلامي ايراني دست يابيم. دوم آنكه حوزه عملياتي و همچنين برنامهريزي ما هنوز داراي رسوبات جهانبيني ماتريال است. اصولاً تغيير پارادايمي هم در عرصه برنامهريزي و هم عمل امري زمانبر است، ولي اميدواريم همانطوركه تجربه نشان داده است با تكيه بر اصل خودباوري، انديشهها و ايدههاي متخصصان را در عرصه برنامهريزي و عمل بهكار بنديم.
آیا شما در این بحث کار علمی دیگری نیز انجام داده اید؟
بله. هم اکنون بر روی سه موضوع با عنوان فلسفه فرهنگ، تهاجم فرهنگي (جنگ نرم) از منظر مقام معظم رهبري و ساخت نظامهاي اجتماعي که به این مبحث مربوط هستند، در حال مطالعه و تحقیق هستم.