مباحث نشانهشناسي و نظريات معرفت ديني، به صورت كامل خود را در حوزه تفسير نشان ميدهند. من سعي كردم اين مباحث را در مباحث قرآني وارد كنم.
به گزارش روابط عمومي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي به نقل از خبرگزاري فارس، نشست نقد و بررسي كتاب «بيولوژي نص: نشانهشناسي تفسير قرآن» با حضور ياسر هدايتي، دبير نشست، حجت الاسلام و المسلمين دكتر عليرضا قائمينيا عضو هيات علمي گروه معرفت شناسي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و عبدالله نصري، عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبائي، عصر روز گذشته در سراي اهل قلم برگزار شد.
در ابتداي اين نشست، مؤلف درباره كتاب خود گفت: مباحث اين كتاب يكي از دغدغههاي مهم و اصلي بنده است كه تقريباً از سال 80 به صورت جدي در پي آن بوده ام.
به گفته قائمينيا نشانهشناسي يكي از مباحث مهم عصر ما است و در قرن بيستم به صورت يكي از دانشهاي مستقل مطرح شد؛ اما مباحث نشانهشناسي در واقع سابقه بسيار طولاني دارد.
وي اضافه كرد: مباحث فراواني در اين زمينه مطرح شده است، اما اين دانش در قرن بيستم مستقل شد و دو نفر از متفكران غربي ـ به صورت مستقل ـ مباحث نشانهشناسي را مطرح كردند؛ يكي «چارلز ساندرز پيرس» كه پراگماتيست آمريكايي است و براي حل پارهاي از مباحث فلسفه غرب ـ از زمان دكارت به بعد ـ مباحثي را مطرح كرد. وي توانست مباحث نشانهشناسي را به صورت مستقل مطرح كند.
عضو هيات علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ادامه داد: از افراد ديگري كه در غرب به اين امر پرداختند، پدر زبانشناسي جديد «فرديناند دو سوسور» است كه زبانشناسي وي به يك معنا حاوي مباحث نشانهشناسي بوده است.
اين محقق ادامه داد: پس از اين دو نفر مباحث نشانهشناسي، بسط وسيعي در عالم غرب يافت، اما آخرين دستاورد نشانهشناختي غرب، مربوط به «اكو» است؛ كه تمام جريانات را به تمام معنا در خود هضم ميكند. وي علاوه بر مباحث نشانهشناختي قبلي، به بسياري از مباحث در فلسفه تحليلي زبانشناسي جديد نظر دارد و به مباحث ديگر نيز توجه دارد تا به يك نظام نشانهشناختي جامع دست يابد.
اين استاد فلسفه اظهار داشت: طبيعي است مباحث نشانهشناسي با مطالعات ديني پيوند عميقي دارد و به اين سبب در ميان متفكران مسلمانان و در قرون وسطي و ميان مسيحيان اين بحثها مطرح بوده است.
وي گفت: شايد آگوستين ـ كه سه قرن پيش از ظهور اسلام در عالم غرب ميزيست ـ براي تبيين مسيحيت از مباحث نشانهشناختي استفاده و آنها را مطرح كرد.
به گفته آقاي قائمينيا مبحث نشانهشناختي اهميت فراواني دارد، اما نشانهشناسي جديد هنوز در مطالعات ديني و خصوصاً تفسير كتابهاي مقدس و قرآن جايگاه درخور را نيافته است.
اين نويسنده اضافه كرد: فقط پارهاي از مباحث نشانهشناسي جديد را در آثار «ايزوتسو» ميبينيم كه در كتاب «خدا و انسان در قرآن» براي اينكه به معناشناسي نسبتاً جامعي راجع به قرآن دست يابد، به سراغ معناشناسي ميرود.
حجت الاسلام و المسلمين قائمينيا تصريح كرد: گرچه عنوان كتاب به تفسير قرآن اشاره دارد، اما نظريه فهم متن ديني و شايد فراتر از آن، تدارك نظريهاي در باب معرفت ديني مدنظر بوده كه در واقع دغدغه بنده است.
وي بيان كرد: مباحث نشانهشناسي و نظريات معرفت ديني به صورت كامل خود را در حوزه تفسير نشان ميدهند و توانمنديهاي خود را به نمايش ميگذارند، بنده سعي كردم بحث را به لحاظ عنوان، به مباحث قرآني سوق دهم.
آقاي قائمينيا درباره عنوان كتاب يعني «بيولوژي نص» گفت: بنده در اين كتاب ادعاي روششناختي دارم، عنوان كتاب هم با همان روششناسي مطابق است. بايد در حوزه مطالعات ديني از روششناسي جديد استفاده كنيم، اين روششناسيها نياز به پالايش و پيرايش دارد. بنابراين به عنوان فردي كه در حوزه تفكر ديني قدم برداشته، بايد دو كار انجام ميدادم؛ يكي اينكه نگاهي انتقادي نسبت به مباحث غربي داشته و ديگر اين كه نگاهي به مباحث سنتي داشته باشم.
وي اظهار داشت: نميتوان ميراث عظيم گذشتگان را كنار بگذاريم و بخواهيم از نو، روشي براي تفسير قرآن ابداع كنيم.
به گفته آقاي قائمينيا، فرآيند پژوهش از صفر آغاز نميشود، بلكه فردي بر دستاوردهاي گذشتگان تكيه ميزند. علاوه بر اين محقق بايد نگاهي به مباحث سنتي هم داشته باشد و با ابتكار خاص، اين دو را در كنار هم قرار دهد تا به روششناسي متناسب براي فهم متون برسد. لذا بايد هم از مباحث غربي و هم از مباحث سنتي كمك گرفت.
اين محقق با اشاره به عبارت «بيولوژي نص» و مفاهيم مرتبط به آن گفت: «نص» يعني متن قرآن و بيولوژي يعني زيستشناسي، يعني بيولوژي را به شكل غربي و نص را به شكل سنتي به كار بردم و در عنوان كتاب سعي كردم تركيبي از اين دو را نشان دهم.
عضو هيات علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي اظهار داشت: مهمترين مدلي كه در نشانهشناسي معاصر مطرح شد، مدل «اكو» است.
وي با اشاره به جمله مقدمهاي كتاب اقزود: جملهاي در مقدمه كتاب آمده كه «بيولوژي كليد ساختارگرايي است»، يعني به يك معنا، ساختارگرايي مبداء نشانهشناسي جديد است.
آقاي قائمينيا اضافه كرد: بر اساس مدل اين كتاب، واژهها همانند سلولها هستند كه در فضاي متون نشانهشناختي گوناگون از لحاظ دلالت و معنا رشد كرده و دلالتهاي جديدي پيدا ميكنند.
در ادامه جلسه آقاي دكتر عبدالله نصري به عنوان منتقد كتاب گفت: نويسنده «بيولوژي نص»، نص و متن را داراي حيات ميداند و براي اثبات اين امر، از دانشهاي مختلف زبانشناسي و فلسفه زبان بهره برده است، اما بر ارتباط نشانهشناسي با تفسير قرآن تمركز دارد.
وي گفت: قضاوت در مورد اثر نويسنده، چند شرط اساسي را ميطلبد؛ بايد فردي كه درباره اين كتاب صحبت ميكند با دانشهايي مثل زبانشناسي، فلسفه زبان، نشانهشناسي به ويژه هرمنوتيك آشنايي داشته باشد.
آقاي نصري ادامه داد: نويسنده سالياني است كه در اين زمينه تلاش ميكند. افرادي كه با ادبيات اين موضوع آشنا باشند، ميدانند كه درست است كه در زمينه زبان شناسي، فلسفه زبان و نشانهشناسي آثاري را در زبان فارسي داريم، اما مسئله اين است كه بهكارگيري آنها براي فهم متن آن هم متن مقدس (همانند قرآن) كاري است بسيار دشوار است و تا كنون مورد توجه قرار نگرفته است.
اين استاد دانشگاه در ادامه مطالب خود بيان كرد: برخي از مسايل همانند نشانهشناسي اگر هم در جامعه ما به كار گرفته شود، بيشتر در حوزه ادبيات و تا حدودي در باب هنر است.
وي گفت: تلاش نويسنده در اين كتاب آن است كه نشان دهد «نص» و متن، خود داراي حيات است و اگر بنده جاي نويسنده بودم، نام «حيات نص» را بر ميگزيدم.
به گفته آقاي نصري اين كتاب با اينكه از دانشهاي مختلف زبانشناسي و فلسفه زبان استفاده كرده، اما تمركز بيشتر بر نشانهشناسي به ويژه ارتباط نشانهشناسي با تفسير قرآن دارد.
وي بيان كرد: در كتاب بحثهاي مهم و اساسي درباره نشانهشناسي مطرح ميشود و در واقع، هدف نويسنده از بيان بحثها ارتباط آن با تفسير قرآن است.
وي ادامه داد: آقاي قائمينيا (مؤلف كتاب) در سه حوزه را در نظر ميگيرد؛ نخست آنكه نشانهشناسي به ما كمك ميكند تا روش تفسيري خود را به درستي تبيين كنيم، دوم اينكه نظام معنايي قرآن كريم به عنوان متن مقدس را كشف كنيم و سومين نكته اينكه چه ساز و كارهايي را ميتوانيم براي تكثير و تكثر معاني قرآني بيابيم.
آقاي نصري ابراز داشت: نويسنده از نشانهشناسي در اين زمينه بهره برده و نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه در كتابهاي نشانهشناسي عموم مثالهاي بيان شده در حوزه ادبيات و رمان و تا حدود بسيار كمي در هنر است، اما كاربرد آن بهويژه در موضوعي چون تفسير قرآن، مورد عنايت قرار نگرفته، چون فردي كه به اين مطلب ميپردازد، بايد تسلط به قرآن و تفاسير داشته باشد و نكته ديگر اينكه قرآن متن مقدس است و با متن مقدس بايد با احتياط مواجه شد و بايد دقت كرد تا چيزي بر قرآن تحميل نشود.
اين محقق اضافه كرد: مباحث نشانهشناسي و ريشه آن در فرهنگ ما ديده ميشود. فلسفه زبان از جهاتي در علم اصول ما مورد توجه قرار گرفته است، اما در فرهنگ خود، به مباحث نشانهشناسي آن هم با ديدگاههاي مختلف، تئوريپردازيهاي مختلفي نداريم و اين از مباحثي است كه مربوط به تفكر غربي و در حوزه علوم انساني غربي است.
اين استاد دانشگاه ابراز داشت: كوتاهيهايي درباره علوم انساني صورت ميگيرد. بسياري از نظريهپردازيها غربي هستند، اما در اين ميان، كتاب «بيولوژي نص» نشان ميدهد چگونه با تخصص و صرف وقت ميتوان تعاملي با انديشهها و آراء غربي داشته باشيم و اگر اين تعامل را نداشته باشيم، دستاوردهامان در علوم انساني مناسب و خوب نخواهد بود.
به گفته آقاي نصري «تفكر» اساساً يك امر انساني است، هر نظام فكري پيش بحثها و مباني اي دارد كه ممكن است با ما اختلاف داشته باشد اما اينكه بخواهيم آن را از ريشه مردود بدانيم كاري علمي نيست.
به گفته وي، اثر آقاي قائمينيا يعني كتاب «بيولوژي نص: نشانهشناسي تفسير قرآن» نشان ميدهد كه ما تا چه ميزان نيازمند اينگونه تفكرات هستيم و بايد توجه كنيم كه ما از تفكرات شرقي و غربي انساني بيم و واهمه نداريم.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: در مواردي در مواجهه با تفكرات غربي دچار ضعف هستيم و بسترهاي برطرف كردن اين ضعفها را درست فراهم نميكنيم و بيشتر در اين موارد نگران ميشويم.
وي افزود: از ويژگيهاي كتاب«بيولوژي نص: نشانهشناسي تفسير قرآن»، اين كه نويسنده به انواع ديدگاههاي نشانهشناسان اشاره كرده و بر اين نكته تكيه ميكند كه در نشانهشناسي بحث بر روش و نظام معنايي است و بايد اين دو ركن را از يكديگر تفكيك كنيم و اگر تفكيك نشوند مشكلاتي فراوان بروز ميكند.
وي با بيان اينكه نويسنده اثر بر نظريه «اكو» تأكيد داشته است، افزود: فهم نظرات، امري دشوار است. از سوي ديگر سالهاي سال است كه اين نويسنده با تفاسير قرآن آشنا است و پروژهاي براي خود تعريف كرده است. آقاي قائمينيا از معدود اصحاب فكري است كه داراي پروژه فكري است.
وي در مورد نويسنده كتاب «بيولوژي نص: نشانهشناسي تفسير قرآن» افزود: دسترسي به منابع انگليسي كار آساني نيست و اين نويسنده و پژوهشگر با آگاهي توانست از اين متنها استفاده كند و بايد گفت نويسنده در اين مسير موفق بوده است.